سلام
میدونم خیلی گذشته ...ولی اینکه بگم گرفتار بودم عذر موجه من میشه!
دلم از دست یه نفر گرفته که خیلی از دستش کلافه هستم...
کسی که فکر میکنه همه نوکرش هستن وباید حلقه به گوش آقا باشن...
کسی که دوست داره همه اونو درک کنن ولی برا یبارم نخواسته کسی رو درک کنه...
کسی که فکر میکنه همه مشکلات دنیا مال اونه و فقط او گرفتاره...
کسی که که فکر میکنه داغ و مریضی و... مال همسایه است واسن امکان نداره برای اونم اتفاق بیفته...
کسی که فکر میکنه بی نظیره تا جایی که حتی فکر میکنه سایه نداره...
کسی که فکر میکنه خیلی سرش میشه وهمیشه از همه انتقاد میکنه ولی خوشبختانه کسی بهش اعتنا نمی کنه...
کسی که برچسب اخلاص رو روی خودش زده ولی اگه ازش تعریف کنن خوشحال واگر انتقاد کنن ناراحت میشه..
کسی که خودشو از همه بهتر میدونه درجایی که به همه میگه" ان اکرمکم عندالله اتقاکم*"...ولی کدوم تقوا؟
کسی که دوست داره همه اونو تحویل بگیرن ولی خودش کسی رو تحویل نمی گیره امان از اون لحظه ایی که
غروش بزنه بالا...
کسی که همیشه تو فکره...ولی نمیدونه به چی داره فکر میکنه...
کسی که وقتی حالش گرفته است ضد حال همه عالم و آدمه...
کسی که ...
دیگه بسه , آبروم رفت!
آخه دلم از دست خودم گرفته است!!!!...
دلم میخواد بازم کمیل بخونم ,اونم تنهایی "...یامن علیه معولی ,یا من الیه شکوت احوالی...**"
خدایا من از خودم شکایت دارم!!
حالا که به اینجا رسید یه چیزم آخرش بگم؟!!
کسی که هنوز با غمای نگفته اش داره میسوزه ومیسازه...
یک آفرین نگفت دل خوش عیار را...***

وهمین...ممنونم که پای درد دلم نشستین...
پی نوشت:
*قرآن کریم( گرامی ترین شما نزد خداوند با تقوا ترین شماست.)
**دعای کمیل( ای کسی که من به او(در مشکلات) تکیه می کنم است ,ای کسی که بسوی او ازاحوالم شکایت میکنم.)
***شعر از استاد شیخ رضا جعفری


