تبليغاتX
فردای سبز

فردای سبز

روز طلوع سبز تو فردای دیگری ست....

بنام خدا

تا حالا ديدي  ماه زخمي بشه ؟...حوالي دلهاي سنگ ودستان پر از سنگ ماه زخمي شد!!!

ماه زينب ويا همان هلال زينب,برسر ني  به همراه كاروان غمديده وارد شام شد.

محرم تموم شد ولي شروع صفر شروع اصل مصيبته, كه امام زمان (عج)براي اين مصيبت خون مي گريد.

چندتا نكته:

1- در مورد تاريخ شهادت حضرت رقيه (س) دو روايت داريم يك روايت سوم صفر ويك روايت پنجم صفر مي باشد .

2- در مورد ولادت حضرت امام باقر(ع)و ولادت حضرت موسي بن جعفر(ع)در ماه صفر بايد بگم :

اول از همه بايد متوجه باشيم كه ماه صفر  ,ماه عزا وسوگواري اهلبيت وشيعيان  مي باشد , بدليل بي احترامي وهتك حرمت اهلبيت عليهم السلام در شهر شام وسنگيني وعظمت اين مصيبت....

بنابراين در مورد بر پايي مراسم جشن ولادت ائمه در اين ماه  هيچ جا اقدام نمي شود واگرتلاقي مراسمي با اين مرا سمات  باشد ,مداح يا واعظ اشاره اي به اين مناسبت ميكند و در صورت امكان مدح ميخوانند.توجه داشته باشيد درباب تاريخ ولادت امام محمد باقر (ع) اول رجب نيز تاكيد شده و در مورد ولادت حضرت موسي بن جعفر (ع)كه 7صفر مي باشد خيلي از علما شهادت امام حسن (ع)را نيز اين روز ميدانند,پس تاكيد روي ولادت حضرت موسي بن جعفر (ع) مي باشد كه مداحان بزرگوار حتما مدحي از آن امام بزرگوار بخوانند وبعد به عزاداري بپردازنند.

3- در پايان از همه شيعيان آگاه در خواست ميكنم كه اندكي ازعظمت وسنگيني اين مصيبت را درك كنند واقدام به بر پايي مجالس ذكر مصيبت اهلبت كنند.

4- مراسم شهادت حضرت رقيه عليها السلام هيئت طفلان مسلم رفسنجان

زمان:پنجشنبه 3/12/85 راس  ساعت 8شب همراه با قرائت دعاي كميل

مكان:خ- امير كبير غربي جنب در مانگاه ميرزايي پلاك پرچم

 

                        Image hosting by TinyPic

               

5- اشعار ماه صفر

اشعار مربوط به آخر صفر در آخر صفربروز رساني مي شوند.

 

يازينب

الگوي عشق

اميد دل حضرت زهرا هستي

مظلومه ترين عمه دنيا هستي

در عشق و وفا وعصمت وحجب وحيا

الگوي زنان كشور ما هستي

 

شكايت

چادر زينب حكايت مي كند

حفظ عفت را ,روايت مي كند

روز محشر از زنان بد حجاب

حضرت زينب شكايت مي كند

شاعر:وحيد قاسمي

 

ازدحام

عبور قافله را بين شام مي بينم

ودر حوالي آن ازدحام مي بينم

مگر چه چيز تما شايي است اينجا

حضور اين همه فرد بنام مي بينم

كجاست شهر يهود است يا ديار كفر؟

به روي نيزه سر يك امام مي بينم

در اين زمين پي يك قطره معرفت بودم

ولي چه سود كه قحط مرام مي بينم

به چشمها ي پر از خون مردم شامي

نشان آتش يك   انتقام مي بينم

مگر چه دين جديدي ميان اين شهر است

كه بر يتيم كمك را حرام مي بينم

خريد سنگ در اين شهر سنگ دل غوغاست

وهركه سنگ گرفته به بام مي بينم

به هر طرف سر خويش را بچر خانم

غريب تشنه لبي را مدام  مي بينم

شاعر :محسن عرب خالقي

 

                           Image hosting by TinyPic

                                        

جانم رقيه(س)

بـر   شـیـشـه   بـلـور  دلـم   پـا   گذاشتند            در  نیمه  های  راه  ،  مرا جا  گذاشتند

رفتنئد  و  این  سه  ساله  غمدیده را پدر            در  دشت  ترس  و واهمه تنها گذاشتند

رفتند  و  زخـم  کـهـنـه  دل  شـوره  مـرا             بـار    دگـر    بدون    مداوا    گذاشتند

رفتند  و دست   کوچک  یخ  کـرده  مـرا             در دست گرم حضرت زهرا(س)گذاشتند

رفتند و شان قدسی من را ،مسیح عشق             در   زیر  چکمه های  یهودا   گذاشتند

رفتند  و  فـهـم  آیـه  بـغـض   رقـیـه  را              بر   گـردن   شعور   لگد ها    گذاشتند

بعد از دو روز ، بر سر بازار  شهرشان             همچون  کنیزکان  به   تماشا   گذاشتند

(محرم 85)وحيد قاسمي

منبع وبلاگ مولاتي رقيه(س)

 

+ نوشته شده در  ساعت 17:14  توسط عبدالزهرا  | 

بنام خدا

امروز 22محرم 1428ه-ق و22بهمن 1385ه-ش است.ياد امام(ره) وشهدا را گرامي ميداريم.

بعداز پست قبلي كه در هاله اي از ابهام قرار داشت وشايد عده اي برداشت هايي نا بجا از اين نوشته داشته اند....

در باب عشق و علاقه به ارباب عالميان حسين بن علي (ع) مينويسم كه آنچه نوشتم تا ثيرجگر خراش ديدن هتك حرمت عزاي سيدالشهدا در شهرمان ودر ديگر شهر ها بودولاغير ...وهستيم با آنكه باحسين (ع) است ونيستيم با آنكه با يار نيست...ودر اين گير ودار بي كسي با فراق يار ميسوزيم و ميسازيم.

بگذريم از اين حاشيه ها كه تكرار شان نيز غمي افزايد بر غمها....

 

    Image hosting by TinyPic            

       

اما از آنجا كه تا پايان محرم امسال اندك فرصتي هست به مرور حديث ريّان بِِن شبيب (به نقل از آقا امام رضاعليه السلام)نشستم ودمي را سوختم... كه به آهي بدهند!!! همه چيزرا ,حتي لحظاتي كه گذشته وديگر بر نمي گردند...

حديثي كه خواندنش در خلوت وتنهايي براي عاشق مجلس روضه اي ميشود كه روضه خوانش وجود مبارك آقا امام رضا (ع)ميباشد وچه جانسوز ....اگر تا كنون اين حديث را نخوانده ايد در خلوت وتنهايي خود حتي براي يكبار هم كه شده متن كامل حديث را بخوانيد وبسوزيد .....

در پايان اين حديث آقا ميفرمايند:

"ريّان! اگر مردي سنگي را دوست بدارد ونسبت به آن مودت بورزد روز قيامت  با او محشور خواهد شد "

حال يه سئوال دارم ؟؟؟

دوستي با سنگ يا با حسين (ع)؟!!!!

وچه زيبا دردعاي زيارت آل ياسين از خدا ميخواهيم كه مودت ودوستي ما را خرج اهلبيت رسول الله عليهم السلام كن ...

از خدا ميخواهم: كه به همه ما توفيق استفاده از باقي مانده ماه محرم را بدهد...آمين يا رب العا لمين

   

+ نوشته شده در  ساعت 23:37  توسط عبدالزهرا  | 

بنام خدا

بخشي از يك نامه به مسئولين ومردم(مجبور به حذف بخشی از مطالب این نامه شدم....):

دهه فجر يا دهه عزاي امام حسين(ع) كدوم مهمتره؟....واي بر مسئوليني كه بويي از شعائر الهي نبرده اند وفقط در سخنراني هاشون دم از شعائر الهي ميزنند....آقاي ريئس جمهور شما كه حسيني هستيد شب هفت امام حسين (ع)چراتو مملكت شيعه شادي وجشن ...آخه كدوم انقلاب ؟كدوم پيروزي ؟كدوم اسلام؟!!!! ....عجب وهزاران عجب ...امام امت كجايي؟....محرم وصفري كه ميگفتي اسلام را زنده نگه داشته ْمـرد...

مگه مردم انقلاب كردند براي چي؟...خواستن اگه محرم وصفر اومد دو ماه مدام از حسين(ع) بگن واز حسين (ع)بشنوند..واي ...واي بر شما و واي برما ..مردم آهاي مردم...شما كه اگه نونتون 10تومان گرون بشه عالم بر هم ميزنيد ....مسلمونا !امام زمان (عج)عزاداره ....اونوقت شهر ما چراغوني باشه ...اينجا شامه مگه؟....

حيف !واز آنجا كه شايد دشمنا ي سود جو دراين محيط مجازي بخوان از اين نوشته با برداشتهاي غلط ونا بجا سوءاستفاده كنند  به همين دليل اين اعتراض وحرفاي اصلي رابه مسئولين رساندم ....وديگر آنها خودشون ميدونند با خداي خودشون.واين را برا ي همه دشمنا اسلام وشيعه رجز ميخونيم:

 

                                    دشمنا در لرزه باش ....ماهم حسيني مذهبيم...

 

وشعر استاد علي معلم همه كلام من وعاشقان حسيني...

 

بي درد مردم ما خدا بي درد مردم

نامرد مردم ما خدا نامرد مردم

از پا حسين افتاد و ما بر پاي بوديم

زينب اسيري رفت و ما بر جاي بوديم

از دست ما بر ريگ صحرا نطع كردند

دست علمدار خدا را قطع كردند

 نو باو گان مصطفي را سر بريدند

مرغان بستان خدا را سر بريدند

در برگ ريز باغ زهرا برگ كرديم

زنجير خايديم و صبر مرگ كرديم

چون بيوگان ننگ سلامت ماند بر ما

تا وان اين خون تا قيامت ماند بر ما

شاعر :علي معلم

+ نوشته شده در  ساعت 23:35  توسط عبدالزهرا  | 

 بنام خدا

محرم آمد....

خيلي دوست داشتم مطالب به روزي بنويسم ولي آنچه ميدانم حداقل براي دهه اول سرم شلوغه بنابراين آنچه در اين پست ميخوانيد حاصل كار من قبل از محرم ميباشد وسعي كردم جامع و كامل باشد حداقل براي ده پانزده روز اول...فقط شايد تونستيم مجالس هيئتمون را در اين وبلاگ قرار بديم ...انشاءالله.

در ضمن مراسم هيئت طفلان مسلم رفسنجان :

امسال خ-اميركبير غربي در مانگاه ميرزايي روبروي كادو سراي حجت پلاك پرچم

دهه اول محرم ۱۴۲۸هرشب ساعت ۷شب

                    Image hosting by TinyPic

مطالب درج شده به مناسبت اين ايام:

۱-پرسش وپاسخ....

شايد شبهات وسئوالات زيادي براي شما پيش بياد در اين قسمت شايد جواب سئوالاتتون را بتونيد پيدا كنيد ...ان شاءالله.

برا ی سئوالات دو راه دارید :

الف-راه اول....کل سئوالات همراه با پاسخ کلیک کنید...

ب-راه دوم...همراه با فهرست بعض سئوالات مهم...کلیک کنید ....

           Image hosting by TinyPic

       

۲-عكس هاي عاشورايي...

در اين قسمت هم به قدر وسعم يه كاراي كوچكي كردم....براي ديدن عكس ها ....اينجا كليك كنيد...

اينم عكس بنر هيئتمون براي امسال...

      Image hosting by TinyPic

 

۳-لينك هاي صوتي....بد نيستند علاوه بر آنچه كه در روي صفحه ميبينيد....اينجا كليك كنيد...

۴-اشعار عاشورايي:

دوستان عزيز وبزرگوار! مداحان عزيز ....خواهشم اين است كه اگر خواستيد از اين اشعار استفاده كنيد در جاي مناسب استفاده كنيد..نه همه جا!!!!

نكته ديگر اينكه كتاب هاي جديد هنوز دستم نرسيده است ....ولي باز هم در انتخاب اين اشعار دقت زيادي كردم... دوستان ميتوانند براي تهيه كتاب هاي:سيل اشك وآواي حسين جان وغزل مرثيه (چاپ جديد امسال)وهمچنين دفتر دوم اشعار شيخ رضا جعفري به نام خانم غزل بدون تو تعطيل ميشود !با انتشارات آرام دل تهران (021-66971697)تماس وبراي تهيه"كتاب اشك نيزه" اثر شاعر اهلبيت وحيد قاسمي با اين شماره تلفن(0251-7737918)تماس بگيرند....اين كتابها ميتوانند تامين كننده اشعاردو ماه محرم وصفر مداحان باشد.

 

 

 

كفش مجروح(يا صاحب الزمان(عج))

 

روي بالم يكي دو پر بكشيد

دست مرهم بر اين جگر بكشيد

پاي ساعات گريه هاي شما

چشممان را شكسته تر بكشيد

محضر سبزتان نشد ، عكس

يك گدا را به پشت در بكشيد

كفش مجروح سرنوشت مرا

تا دم خيمه ات اگر بكشيد ...

... راضي ام ، از خدام هم باشد

تن من را بدون سر بكشيد

عليرضا لك(وبلاگ روضه)

 

                        Image hosting by TinyPic

 

اشعار ماه محرم

بوي غربت

بذار يد نوحه براتون بخونم محرمه

بعضي وقتا فرصت عاشق شدن خيلي كمه

بعضي وقتا آدما رو توي آتيش ميذارن

اگه شعله ور نشن از تو آتيش در ميارن

مي شه تو معركه باشي بي خبر بيرون بياي؟

پا تو آتيش بذاري هيزم تر بيرون بياي؟

آدماي با صفا بياين بريم سينه زني

از ته دنيا رسيدن آدماي آهني

باز دوباره بوي غربت بوي آسمون مي ياد

دم ظهره داره از مناره ها اذون مياد

بذاريد چيزي بگم كه سنگا فرياد بزنن

اونايي كه كربلا ميخوان برن داد بزنن

گاهي پيش عباسه گاهي حسينه اين روزا

دل پاره پاره بين الحرمينه اين روزا

عبدالجبار كاكايي

 

اذان گريه

لباس مشکي ما را به دستمان بدهيد
به ما حسينيه ي گريه را نشان بدهيد

مرا که راهي بزم عزاي اربابم
براي زود رسيدن کمي توان بدهيد

اگر خداي نکرده در آخر خطم
به جان اشک سه ساله مرا امان بدهيد

نماز گريه ي ما با امامت سقاست
به روي مأذنه ي کربلا اذان بدهيد

براي آنکه بمانم هميشه بر درتان
به کلب قافله ي عشق استخوان بدهيد

قسم به حرمت چشمانتان اگر مُرديم
به روي سنگ حسينيه غسلمان بدهيد

شاعر :علي اكبر لطيفيان (منبع:وبلاگ روضه)

وروديه

نفرين بهار

آسمان در نظرم تيره وتار است حسين

هرطرف مي نگرم بوته خار است حسين

تا رسيديم اخا تشنگيم افزون شد

اين عطش حاصل نفرين بهار است حسين

آن سياهي كه نمايان شده نخلستان نيست

پس چرا دشت پر از نيزه سوار است حسين!

خنده حرمله در دشت طنين افكنده

به گمانم كه پي صيد شكار است حسين

كوفيان شهره غارت گري و تاراجند

حتم دارم كه دگر آخر كار است حسين..

شاعر :وحيد قاسمي (منبع:كتاب اشك نيزه)

حضرت رقيه(س)

مسير سبز

مراا زعشق خودآگاه كردي

چه زيبا وارد اين راه كردي

مسير قرب حق را يا رقيه

براي عار فان كوتاه كردي

غربت

نامرد به هر بهانه زخمم مي زد

باضربت تازيانه زخمم مي زد

امروز زني جوان ميان بازار

باساز ودف و ترانه زخمم مي زد

شاعر:وحيد قاسمي(منبع:كتاب اشك نيزه)

صداي دل

خرابه است مكانش ولي صفا دارد

سه سا له است ولي عمر عشق را دارد

به قاب كوچك چشمش سر به نيزه پر است

به من بگو كه در اين چشم خواب جا دارد؟

در اين خرابه غذا ولباس زيبا نيست

به جاي هرچه كه گفتم فقط خدا دارد

به نام عشق شبي ديد هرچه را ميخواست

به اسم بوسه فدا كرد هرچه را دارد

حديث خواب وسر وبوسه ابتدايش بود

تو فكر مي كني اين روضه انتها دارد

مگو چرا همه از گريه اش خبر دارند

دلي كه عشق شكستن دهد صدا دارد

شاعر :رضا جعفري(منبع :كتاب صبح شبنم)

                       Image hosting by TinyPic

قاسم بن الحسن (ع)

يه رباعي خيلي خيلي سنگين ....شما رو به خدا همه جا خرجش نكنيد...

خواب

اشك هايت طعنه بر جيحون زده

آتشي بر خرمن مجنون زده

خواب مي بينم خدايا چيست اين:

استخوان ازسينه ات بيرون زده

وحيد قاسمي (كتاب اشك نيزه)

عبدالله بن الحسن(ع)

بازم يه رباعي خيلي خيلي سنگين ....حواستون رو جمع كنيد...

نوحه خوان

چشم هاي آسمان گريان شده

باد  هم انگار نوحه خوان شده

باد ميخواند فقط اين روضه را

دست اواز پوست آويزان شده

وحيد قاسمي

حضرت علي اصغر(ع)

سوار كوچك

تورا من مي شناسم بي قريني

سوار كوچك نيزه نشيني

ميان آيه هاي سوره فجر

تو هم كوتاه و هم كوچكتريني

بگويد با زبان سرخ خونت

توهم دلواپس فرداي ديني

به چشمان زميني آفتابي

به چشم آسمان ماه زميني

دلم رابين دست تو سپردم

تو هم مانند جد خود اميني

بسوزان آب كن از نو بريزم

يقين دارم تو هم مي آفريني

استاد رضا جعفري (صبح شبنم)

حضرت علي اكبر (ع)

نفس آهسته

نفس آهسته مي آيد زسينه

كه مظلومي بابا بعد ازاينه

چنان پهلوي تو خون گريه كرده

كه برمن زنده شد داغ مدينه

 

سئوال خواهرتو بي جوابه

كه مي پرسه چرا اكبر به خوابه

جمالم را به خونت رنگ كردم

نشانه مي برم اندر خرابه

 

ببين احوال بابا گشته درهم

نشستم دربر تو با قد خم

نمي دوني چه كردي با دل من

غم تو خيمه را ريخت بر هم

جواد حيدري

قمر بني هاشم حضرت عباس (ع)

زبانحال حضرت عباس (ع)با سيد الشهدا(ع)

داري به يک فرات بدل ميکني مرا

مضمون صد شريعه غزل ميکني مرا

من عمق بي کسي تو را درک ميکنم

وقتي شبيه مشک بغل ميکني مرا

پيش تو هيچ مشکلي آنقدر سخت نيست

در ظرف چند ثانيه حل ميکني مرا

اينقدر در مدار خودت دور من مگرد

داري در اين مدار ، زحل ميکني مرا

اظهار ضعف ميکني و خاک بر سرم

داري خداي عز و جل ميکني مرا

صبح است ساقيا و تو آيا به يک نگاه

مهمان دو پياله عسل ميکني مرا

شاعر:استاد رضا جعفري (منبع:وبلاگ سواد آينه)

شراب

تمام هستم از هست ابالفضل

ستون آسمان دست ابا لفضل

شبي مي گفت پير ميفروشان

شراب و باده سر مست ابا لفضل

وحيدقاسمي

نگين كربلا

پر از عطر خدايي كف العباس

تو با عشق آشنايي كف العباس

به يمن صاحبت باب الحوائج

عجب مشكل گشايي كف العباس

مريض عشق عباس و حسينم

به درد من دوايي كف العباس

شدي باب المراد اهل عالم

پناه هر    گدايي  كف العباس

چه كردي با من مجنون و عاشق

دلم گشته هوايي كف العباس

وحيد قاسمي

امام حسين(ع)

بيرق عشق

فطرت چشم به اشك عزاته

صحن گريه هام قدمگاه پاته

آسمون نمناك و خونم ابريه

هوا سنگينه غروب عزاته

همه هيئتا سقا خونتن

همه چشما مشك آب سقاته

تموم كعبه ها در طوافتن

هر كجا سعيي باشه تو مناته

هرجايي برات بسوزه خيمه گاست

هرجا روضه بخونن اونجا جاته

اگه يوسفم باشي مي خرمت

خدامو ميد م كه اون خونبهاته

نم زاريمن كه بيفته رو زمين

بيرق تو معجر دختراته...

رضا جعفري

اين شعر را از وبلاگ (واعظان كاين جلوه در محراب ومنبر ميكنن... گرفته ام كار جالبيه ...ولي شاعرش رو نمي شناسم...)

خواب ديدم مرده ام...

خواب ديدم مرده ام**خواب ديدم خسته و افسرده ام

روي من خروارها از خاک بود**واي قبر من چه وحشتناک بود

تا ميان گور رفتم دل گرفت**قبر کن سنگ لحد را گل گرفت

بالش زير سرم از سنگ بود**غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود

هر که آمد پيش حرفي راند و رفت**سوره حمدي برايم خواند و رفت

ناله مي کردم وليکن بيجواب**تشنه بودم در پي يک جرعه آب

يک ملک گفتا بگو نام تو چيست**آن يکي فرياد زد رب تو کيست

اي گنه کار سيه دل،بسته پر**نام اربابان خود يک يک ببر

گفتنم عمر خودت کردي تباه**نامه اعمال خود کردي سياه

نااميد از هر کجا و دل فکار**مي کشيدندم به خفت سوي نار

ناگهان الطاف حق آغاز شد**از جنان درهاي رحمت باز شد

مردي آمد از تبار آسمان**نور پيشانيش فوق آسمان

صورتش خورشيد بود و غرق نور**جام چشمانش پر از شرب طهور

گيسوانش شط پر جوش و خروش**در رکابش قدسيان حلقه بگوش

لب که نه،سرچشمه آب حيات**بين دستش کائنات و ممکنات

بر سرش دستمال سبزي بسته بود**بر دلم مهرش عجيب بنشسته بود

کي به زيبائي او گل ميرسيد**پيش او يوسف خجالت ميکشيد

در قدوم آن نگار مه جبين**از جلال حضرت حق آفرين

دو ملک سر را به زير انداختند**بال خود را فرش راهش ساختند

غرق حيرت داشتم اين زمزمه**آمده اينجا حسين فاطمه

صاحب روز قيامت آمده**گوئيا بهر شفاعت آمده

سوي من آمدمرا شرمنده کرد**مهربانانه به رويم خنده کرد

اين که اينجا اينچنين تنها شده**کام او با تربت من وا شده

مادرش او را به عشقم زاده است**گريه کرده بعد شيرش داده است

خويش را در سوز عشقم آب کرد**عکس من را بر دل خود قاب کرد

بار ها بر من محبت کرده است**سينه اش را وقف هيئت کرده است

سينه چاک آل زهرا بوده است** چاي ريز مجلس ما بوده است

اينکه در پيش شما گرديده بد**جسم و جانش بوي روزه مي دهد

با ادب در مجلس ما مي نشست**او به عشق من سر خود مي شکست

پرچم من را به دوشش مي کشيد**پا برهنه در عزايم مي دوديد

اسم من راز و نيازش بوده است**تربتم مهر و نمازش بوده است

اقتدا بر خواهرم زينب نمود**گاه مي شد صورتش بهرم کبود

حرمت من را به دنيا پاس داشت**ارتباطي تنگ با عباس داشت

نذر عباسم به تن کرده کفن**روز تاسوعا شده سقاي من

تا که دنيا بوده از من دم زده**او غذاي روضه ام را هم زده

بارها لعن اميه کرده است**خويش را وقف رقيه کرده است

گريه کرده چون براي اکبرم**با خود او را نزد زهرا مي برم

هر چه باشد او برايم بنده است**او بسوزد صاحبش شرمنده است

در مرامم نيست او تنها شود**باعث خوشحالي اعدا شود

در قيامت عطر بويش مي دهم**پيش مردم آبرويش مي دهم

باز بالاتر به روز سرنوشت**ميشود همسايه من در بهشت

آري آري هر که پا بست من است**نامه اعمال او دست من است

دوقطعه ازمرثيه سراي تواناي ايران حاج علي انساني براي قمر بني هاشم(ع)

1-دومصرع گر زدو ابرو نبودي

كسي يك بيت شعر از بر نمي كرد                                 

اگر مي خانه چمشش نمي بود

يكي در ميكده   لب تر نمي كرد

اگر قامت نمي افراخت عباس

قيامت را كسي باور نمي كرد

 

2-گذشت از گوش مركب زانوي او

زبالا(قدو قامت) سرو را بي تاب كرده

دوچشمش بخت نرگس برده در خواب

به هيبت زهره ها را آب كرده

چو آب آورد پيش چشم خود ديد

دو دستش عكس اصغر قاب كرده

قد وبالا ت چنين و قبر كوچك

دو ضد ذهن مرا بي تاب كرده

جواب اين معما را داد مردي

كه كوهي را خجالت آب كرده

علي انساني 

+ نوشته شده در  ساعت 23:4  توسط عبدالزهرا  |