بنام خدا
15 ذي الحجه ولادت با سعادت امام هادي عليه السلام را به امام زمان (عج)و همه شيعيان تبر يك ميگوييم... ....و18ذي الحجه اشرف اعياد عيد غدير ....
عنوان اين نوشته را طوري انتخاب كردم كه براي اين دو مناسبت راحتتر وخلاصه تر بنويسم....
ولايت و امامت! چقدر به اين مفهوم آشنا و وفادار هستيم ...اصلا در پي اثبات آن نيستم زيرا آنچه كه عيان است چه حاجت به بيان است ! در ثاني برا اثبات قضيه ولايت و امامت حضرت علي و ائمه معصومين(ع) همان كتاب شبهاي پيشاور (براي عامه مردم )و مفصل تر الغدير علامه اميني كافيست ودر ثاني در خانه اگر كس است يك حر ف بس است مگه نه ؟...
اين ا زبخش اول كلام كه همان ولايت بود ..به همين ساد گي ...آقا كتابها نوشته اند .....!!!!
كلام امام از مؤثر تر ين كلا مهاست .....يك ياد گاري گرانبها داريم از امام هادي (ع) آنهم زيارت جامعه كبيره كه از نظر محتوي در شرح آن بايد كتاب ها نوشته شود ..يك گنجينه امام شناسي در قالب زيارت اينم از اون كلام هاست كه اگر در خانه كس است يك حر ف بس است...دقت كن بازم در راه اثبات ولايت وامامت...
وديگر تاثير كلام د ردل دشمنان و آن ماجرا ي معروف مجلس شراب متوكل (عليه لعنه)كه امام را به اجبار وارد آن مي كنند و امام هادي (ع) با اون كلام دلنشين آن مجلس بزم را به مجلس موعظه تبديل كردند و با شعر خواني حال آن مجلس را دگر گون كردند به حدي كه اشك متو كل محاسنش را مرطوب كرد ....اينم يك حكايت از ولايت امام بر همه دلها چه دوست وچه دشمن ....حالا روضه من ...اي بابا !عيد ه بگم... نگم ؟! ميگم هرچه بادا باد ....امان از لقمه حرام كه امام حسين(ع) هر چه موعظه كرد ند فقط بر دل حر اثر كرد..(واوج روضه اينكه) با اينكه سر بريده قرآن ميخواند ولي باز سنگ .....
رفيق حرفمو جم كنم ...وفادار به ولايت باشيد ...و حرامزاده راهش از حلالزاده جداست ...واگر در خانه كس است يك حرف بس است؟؟؟؟
شعر :غدير نياز(رضا جعفري)
هنگام ظهر وقت اذان نماز بود
در هاي آسمان به روي خلق باز بود
ارواح مؤمنين همه د رسجده سر به مهر
اين روح كعبه بود كه روي جهاز بود
مردم براي بار دگر جمع گشته اند
آر ي غدير خم عر فات حجاز بود
انگار بو ي آب به گوشش رسيده بود
ارض غدير يكسره عرض نياز بود
خورشيد در جنون خود از حال رفته بود
ليلاي بي تعين ما غرق ناز بود
ديدند از نفس كه كم آورد جبر ئيل
گيسوي داستان ولايت دراز بود
يكبار نه دوبار نه بار دگر شنيد
از بسكه آيه هاي علي دلنواز بود
گيرم كسي نبود تماشاي او كند
اين جلوه در غناي خود آيينه ساز بود
تفريح خردسالي او خلق آدم است
اين مرد در طفوليتش خاكباز بود
يا هر چه ليلي است همه مظهر وي اند
يا هر چه جز حقيقت عشقش مجاز بود
ادامه مطلب