تبليغاتX
فردای سبز

فردای سبز

روز طلوع سبز تو فردای دیگری ست....

بنام خدا

تا حالا فکر کردید که چرا تو روضه های فا طمیه روضه حضرت عباس (ع) وحضرت رقیه(ع) همرا ه با روضه های حضرت زهرا(ع) خوانده می شوند .اصلا یک پیوند عجیبی بین این روضه ها برقراراست...چه میدونم ؟یه سری اسرار است که ما نمی تونیم ازش سر در بیاریم....امروز هم ازاونجا که خیلی خرابم بد جوری هوای خرابه کرده ام ..شما چطور؟ میان بریم زیارت زهرای سه ساله....بسم الله....زبانحال این سه ساله شنیدنش دل سنگ رو آب می کنه...                         

 یا رقیه(س)

دلم زدست زمانه عجیب می گیرد

دلم بهانه روی حبیب می گیرد

غروب گشته دوباره خدا نمی دانم

چرا خرابه ما بوی سیب می گیرد

شب گذشته خدایا در آسمان دیدم

که ماه وقت خسوفش غریب می گیرد

برای طعنه زدن آن محافظ رومی

تمام روز بدستش سلیب می گیرد

بدست دیگر خودآن حرامی بی دین

چقدر کعب نی اش رامهیب می گیرد

برای تاول پایم زمردم این شهر

مدام عمه سراغ طبیب می گیرد

شاعر:وحید قاسمی

التماس دعا

+ نوشته شده در  ساعت 10:30  توسط عبدالزهرا  | 

بنام خدا

نذر کردم اگریه بار دیگه بتونم صدات بزنم بیام پابوست..بیا در همین خونه جای دیگری خبری نیست...این جملات ناله های نوکر امام حسین (ع)حاج عبدالرضا هلالی در مراسم هفتگی(22/2/85)هیئت الرضا بود. نمی دونم چی بگم؟ الان در ست نزدیک یک ماه است که متوجه شدم صدای مداح جوان اهلبیت حاج عبدالرضا هلالی خراب شده ویه مدت که نمی تونه درست بخونه ..من همیشه از اینترنت برنامه های هفتگی هیئتشو دنبال میکنم این دو سه هفته خیلی ناراحت شدم خصوصا این هفته که شنیدم این خرابی صدا از جانب یه سری دشمنا بوده خیلی دلم گرفت ...آخه چرا؟؟فقط شما دعا کنید تو هیئتا تون هم دعا کنید...خدا بزرگه!!!!تا آقامون چی بخواد.

 

+ نوشته شده در  ساعت 18:35  توسط عبدالزهرا  | 

بنام خدا

امروز برای بار دوم می خوام یکی از اشعار فولکلوریک آقای وحید قاسمی راتقدیم طرفداران این سبک شعر بکنم. امیدوارم بهره کافی را از این شعر را در مجالس خود ببرید........برا ما هم دعا کنید.

یا حسین 

 

 

 

مقصد مرغ دل من طواف گنبد طلات                       

کعبه عشق ما شده شش گوشه کرب وبلات

آرزو دارم که شبی گوشه دنج حرمت

به سینه و سر بزنم با گریه بر درد وغمت

میدونی نذر دل چیه ای آ قای مهربونم

وقتی رسیدم تو حرم روضه*رقیه بخونم

شبای جمعه بوی سیب تو حرمش غوغامیشه

شمیم عطر گل یاس روضه خون زهرا میشه

مادر مهربون تو غریب نوا زی می کنه

پرچم سرخ حرمت با دلا بازی می کنه

رقص جنون عاشقات هروله بین الحرمین

ذکر لب هر عاشقی یا کاشف الکرب حسین

شاعر:وحید قاسمی

التماس دعا

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 16:10  توسط عبدالزهرا  | 

بنام خدا

امروز یه غزل زیبا ی فاطمی که همین روزا سروده شده از شا عر اهل بیت وحید قاسمی تقدیم مداحان وعاشقان اهل بیت میکنم.... برا شاعر واین بنده حقیر دعا کنید.

نشاط زندگیم از عنایت زهراست

عنان زندگیم دست حضرت مولا ست

خدا کند بهشت هم کنار شان با شیم

کنار خانه یشان خانه داشتن زیباست

گذر نموده زکوی دلم خبر دارم

میان کوچه دل رد چادرش پیداست

چقدر مادر سادات دست و دل باز است

همیشه چادر او خیمه گاه روضه ماست

دل شکسته زهرا چه ساحلی دارد

چرا که جلوه آبی ترین در یا هاست

عجب سئوال شگرفی نوشته اشک علی

مزار خاکی زهرا کجای این دنیاست؟

تمام عا لمین نا توان ز حل سئوال

جواب کامل آن دست مهدی زهراست

شاعر:وحید قاسمی

+ نوشته شده در  ساعت 16:52  توسط عبدالزهرا  | 

بنام خدا

این روزا وقتی به اشعاری که مداحان معروف وغیر معروف ارائه میدن نگاه می کنیم اشعار

ساده وعامیانه(فو لکلو ریک) در صد زیادی از این اشعار را به خود اختصاص داده اند ...البته

جای غزل را نگرفته اند و به عقیده بنده غزل همیشه حرف اول را زده ومیزندآنهم با وجود

غزلسرایان ماهردر حوزه شعر آیئنی........البته در انتخاب شعر بیشتر باید به محتوا توجه

کرد .به قول استادادبیات ما شعر مانند ظرفی ست که میشود درآن در و گوهر ویا چیز های

بی ارزش ریخت....بگذریم ....این دفعه میخوام یکی از اشعار زیبای آقای وحید قا سمی که

بصورت عامیانه (فو لکلو ریک)سروده شده است را ارائه بدم.... لازم به ذکر است که شا عر

محترم کمتربه این صورت شعر میگن وعقیده دارن که این نوع شعریا اشعاری که به سبک

(آهنگ)خا صی سروده می شوند ماند گاری ندارند...اما اصل مطلب:

تو لحظه های آخر وقتی دارم میمیرم

ترسم اینه که مزد نوکریمو نگیرم

ترسم اینه دم مرگ چشم انتظار بشینم

تنها باشم آقاجون روی تو رو نبینم

عیبی نداره آقا اگه نیای کنارم

باختم قمار عشق و دیگه چیزی ندارم

آقا خودت رو عشقه کر ب و بلا تو عشقه

قربون رنگ چشمات خال سیا تو عشقه

وصیتی نو شتم درد و دلایی داشتم

تموم که شد تو جیب پیرهن سیاه گذاشتم

سفارشا رو کردم تا که همه بدونن

پیش جنازه من روضه ها تو بخونن

گفتم رو پیکر من یه قطره آب نریزین

والله راضی نیستم توی کفن بپیچین

منی که عمری خوندم آقام کفن نداره

خیلی بده برا من کسی کفن بیاره

سه روزی پیکرم رو رها کنید تو آفتاب

روی لبم بذارید تربت پاک ارباب

سنگ مزار نمی خوام قبر گرون نمی خوام

واسه نشونی داشتن یه سایبون نمی خوام

فقط بالای قبرم یه شا خه یاس بکارید

پرچم یا رقیه بالا سرم بذارید

گاهی شبای جمعه بیا ین سر مزارم

روضه برام بخونین هیچی لازم ندارم

شا عر : وحید قاسمی

التماس دعا

+ نوشته شده در  ساعت 10:38  توسط عبدالزهرا  | 

به نام خدا

یادمه اولائی که مداحی میکردم همش دنبال شعر نو بودم یعنی دوست داشتم مثل دیگر  مداحان باشاعری در تماس باشم وبرای هر مناسبت ازش شعر داغ و تازه بگیرم.خوب تلاش زیادی هم کردم نشد .البته مامنتظر عنایت از جانب حضرات معصومین بودیم ولا غیر.....گذشت تا بهار امسال 85 با بچه های هیئتمون مهمون امام رضا (علیه آلاف التحیه وثنا)شدیم وامام رضا(ع) ما رو با شاعر اهل بیت وحید قاسمی که بابچه های هیئتشون از تهران به پابوس آقا اومده بودن آشنا کرد که این آشنایی هم خیلی جا لب وهم غیر منتظره برا من و رفقای من بودو این همون عنایتی هست که اول گفتم ....خلاصه آشنایی ما با این شاعر اهل بیت سبب شد تا حدودی طعم استفاده از شعر داغ وتازه روکه خیلی شیرین هست رو بچشم..........لذا حیف دیدم که بقیه از این اشعار استفاده نکنن هرچی باشه این توفیق عنایت امام رضا(ع)ست تصمیم ساختن وبلاگ رو گرفتم وقتی وبلاگ ساختم با آقای قاسمی تماس گرفتم واجازه ثبت اشعارشان را در این وبلاگ گرفتم که ایشان با نظر لطفی که داشتن این اجازه رو دادن ولازم میدونم که همین جا از ایشان تشکر کنم!!!!!! وحالایه غزل زیبا از این شاعر بزرگوار در مورد امام زمان (عج) تقدیم میکنم.......

نیمه شبها با خیالت درد و دلها می کنم

شکوه های بی شمار از دست دنیا می کنم

این زمانه سخت می گیرد به من یا بن الحسن

من به عشقت با همه غم ها مدارا می کنم

کلبه ویران و تاریک دلم بی ارزش است

با خجالت من کلیدش بر تو اهدا می کنم

عاشق خدمت به تو هستم عزیز فاطمه

خویش را بهر فرج مولا مهیا می کنم

گشتم آواره صحرای عشقت سال ها

همچو مجنون خویش را پا بست لیلا می کنم

من اسیر روی گندم گونه ات هستم بذار

تا تو هستی پشت بر صدها زلیخا می کنم

هردم از من جرم وعصیان وخطایی سر زند

بهر بخشش نزد تو یادی ز زهرا می کنم

خوب می دانم که بین نخل های علقمه

خیمه سبز تو را یک روز پیدا می کنم

من نمی دانم چرا آواره زینب شدی

عا قبت روزی خودم حل معما می کنم

من شنیدم عمه ات را کر بلا سیلی زدند

از همین رو چشمهایم را چو دریا می کنم

شاعر:وحید قاسمی

من با این غزل خیلی صفا کردم ..... امیدوارم با بررسی دقیق این غزل در مجالس ومناسبت های مختلف هم بسوزید وهم بسوزانید.......

یا علی ****التماس دعا

حسین رحمانی(عبدالزهرا)۱۹/۲/۸۵

+ نوشته شده در  ساعت 10:32  توسط عبدالزهرا  | 

بنام خدا

دیشب وقتی محتوای نامه رئیس جمهور را شنیدم احساس غرور کردم .....با خودم گفتم

اینهمه تحلیل گران سیاسی در مورد محتوای نامه پیش بینی کردند ولی هیچ یک درست

نگفتن عجب نامه تکان دهنده ای بود .......خب اینم از برکات سال پیامبر اعظم(ص)......ولی از

این بابت احساس غرور دارم !!!که رئیس جمهور ما بچه هیئتی بوده وهست واین کارهای

حساب شده را یه هیئتی انجام میده.......مگه غیر ازاینه؟؟؟؟....

محتوای نامه خیلی پر بار وتکان دهنده بود ولی جمله پایانی نامه هم انذار بود وهم بشارت

انذار برای امثال بوش وبشارت برای صالحان....این جمله را باید به خاطر بسپاریم وبه آن

دلخوش داریم.....

(چه بخواهیم و چه نخواهیم جهان به سمت خداپرستی وعدالت پیش می رود!!شما به آنها نمی پیوندید؟.....)

در ضمن در متن نامه رئیس جمهور یه سئوال کلیدی پرسید ویه سئوال جدی این دوتا سئوال

در مورد چی بودند؟منتظر جواب شما هستم......

خدایا:رهبر ورئیس جمهور ما را در پناه خودت تا ظهور دولت یار مو ید و منصور و محفوظ بدار.

آمین یارب العالمین

 

+ نوشته شده در  ساعت 10:9  توسط عبدالزهرا  | 

رحلت جان گداز حضرت معصومه (س)را به آقام امام رضا(ع)وبه مهدی صاحب زمان(عج) تسلیت عرض میکنم.

دل شمع نبود وآب شد فاطمه جان

دیوار غمت خراب شد فاطمه جان

ای صورت تونشانه ی غصب فدک

نفرین تو مستجاب شد فاطمه جان

رسول زاده

به جز عشق دلبر نیست ما را

غم دل هست و باور نیست مارا

بود این با رگا ه دختر اما

نشان از قبر مادر نیست ما را

موحدیان

+ نوشته شده در  ساعت 17:16  توسط عبدالزهرا  | 

الآن که میخوام ولادت امام حسن عسکری (ع)را تبریک بگم یه جورایی دلم گرفته......دیگه گفتن نداره همه میدونن.......

درست یاد ایام تعرض به حرمین عسکریین افتادم واین شعری که تو اون شبای ماه صفر با بچه های هیئتی می خوندیم:

نورحق خاموش نمیشه-مردم مردم

سامرا بقیع نمیشه-مردم مردم....

امروز هم که روز جمعه ست خودش یه دلیل برای دل گرفتگی واحساس اون غربت وغریبی غروب جمعه نه تنها برا من

بلکه برا همه شیعه ها ست......خلاصه بد جوری بهونه دارم شاید الآن به این حرفی که بارها شنیده وگفته ام که" تا آقامون

نیاد وتا اون فردای سبزطلوع نکنه شیعه حیدری شادی نداره "رسیدم.....بگذریم!!!فقط می خواستم بگم شما ولادت امام

حسن عسکری (ع)را چه جور تبریک میگین ؟؟؟؟؟فکر میکنید چراغونی کناراون گنبد ویرونه قشنگ میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ولی با همه این حرفا در این شب خجسته ضمن عرض تبریک به محضر آقامون حضرت مهدی (عج) با دلی پر امید ودستانی

به سوی آسمان برای فرج آخرین امید شیعیان وبرای طلوع فردای سبز دعا میکنیم .......

به امید استجابت دعا

+ نوشته شده در  ساعت 18:24  توسط عبدالزهرا  | 

امیدوارم که بتونم درایام فاطمیه اشعاری زیبا برای مجالس عزای مادر سادات ارائه بدم

البته برای این منظور از علاقه مندان به شعر ایئنی دعوت به همکاری مینماییم منتظر اشعار

شما هستم.......

                           التماس دعا

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  ساعت 17:48  توسط عبدالزهرا  | 

چون ایام بیماری وبستری بودن  حضرت زهرا(س)است شعر زیر را از آقای وحید قاسمی که اشاره به نامه

ثانی ملعون به معاویه داره را خدمت مداحان ارائه میدهم واز جانب شاعر نیز التماس دعا دارم.

نامه ای بنوشت بر باب یزید

ثانی ملعون بی دین و پلید

گفت ای ابن ابو سفیان سلام

در چه حالی ای امیر شهر شام

یک خبر دارم برایت ای امیر

از علی مرتضی شاه غدیر

فاتح خیبر شده خانه نشین

حال و روزش را بیا اینجا ببین

بعد فوت آخرین مرد خدا

حمله بردم سوی بیت مرتضی

همره من عده ای شیطان پرست

عده ای دیوانه هیزم بدست

تا که دیدم درب بیت فاطمه

در دلم افتاد ترس وواهمه

خانه ای زیبا محقر با صفا

خانه دخت عزیز مصطفی

خانه اش چون خانه رب ودود

بوی عطر یاس عقلم را ربود

عاقبت آغاز کردم فتنه را

مشت بر در میزدم حیدر بیا

در میان آنهمه بانگ وخروش

صوت زهرا همسرش آمد به گوش

گفت ای بی دین چه میخواهی زما

هم کلامت نیست شاه هل اتی

فاطمه از شوهرش تقدیر کرد

پیش یارانم مرا تحقیر کرد

قلب من از کینه ها لبریز بود

میخ درب خانه او تیز بود

با تمام قدرت از روی حسد

میزدم بر درب بیت او لگد

ناله جانکاه بر گوشم رسید

حیف شد!آن صحنه را حیدر ندید

فاطمه افتاد بر روی زمین

سینه اش مجروح شد از ضرب کین......

شاعر:وحید قاسمی

+ نوشته شده در  ساعت 17:38  توسط عبدالزهرا  | 

یا رقیه(س)

دلم زدست زمانه عجیب می گیرد

دلم بهانه روی حبیب می گیرد

غروب گشته دوباره خدا نمی دانم

چرا خرابه ما بوی سیب می گیرد

شب گذشته خدایا در آسمان دیدم

که ماه وقت خسوفش غریب می گیرد

برای طعنه زدن آن محافظ رومی

تمام روز بدستش سلیب می گیرد

بدست دیگر خودآن حرامی بی دین

چقدر کعب نی اش رامهیب می گیرد

برای تاول پایم زمردم این شهر

مدام عمه سراغ طبیب می گیرد

شاعر:وحید قاسمی

التماس دعا

زیارت امام رضا

 

مرغ دلم می خونه نغمه عاشقون

دلش می خواد همیشه تو حرمت بمونه

چه عطر دلفریبی چه بوی خوب سیبی

به قلب خسته من امام رضا طبیبی

وقتی که ای نگارم پا تو حرم میذارم

قسم به جون زهرا دل تو دلم ندارم

تو حرمت خدایی دلم میشه هوایی

شبای جمعه انگار تو خود کربلایی

رودل غبار و گرده اسیر صد تا درده

با این دل پریشون صحن وسرات چه کرده

زعا لمی گسستم دل به دل تو بستم

روز قیامت آقا منتظر تو هستم

حاجت دل همینه ای شاه بی قرینه

دلم می خواد که روزی منم برم مدینه

چه روضه ها که خوندم غم رو دلت نشوندم

با روضه های زهرا قلب تورو سوزوندم

شاعر:وحید قا سمی

مشهدالرضا ۲۷ربیع الثانی

السلام علیک یا زینب یا عقیله العرب

پرورش یافته دامن زهرا هستی

دانش آموخته مکتب مولا هستی

مریم از محضرتان در حیا آموزد

چونکه محجوب ترین دخترحواهستی

جان گرفته شجر طیبه از آمدنت

فصل سرسبز تولاوتبری هستی

خطبه ات معجزه ات منجی موسی صفتان

تو کلیمی که فقط بی ید بیضا هستی

بانگ کوبنده تان بر همگان ثابت کرد

با ابالفضل علمدار هم آوا هستی

طینت مرده یشان زنده شدو فهمیدن

علوی زاده ای و مثل مسیحا هستی

دل دریایی تان در تب امواج غروب

معنی واقعی هیبت در یا هستی

واژه ها پیش مقامت همه تعظیم کنند

تو خداوند نمادین غزل ها هستی

روضه هامون همه با یاد شما ختم شود

از همه زاویه ها روشن وپیدا هستی

بعد هفتاد ودو زخمی که به جانت زده اند

باز در بحبوحه حادثه سرپا هستی

راز آن عصر غم انگیز چرا فاش نشد

تو مه آلودترین فرد معما هستی

شاعر:وحیدقاسمی

یاحسین(ع)

تو لحظه های آخر وقتی دارم میمیرم

ترسم اینه که مزد نوکریمو نگیرم

ترسم اینه دم مرگ چشم انتظار بشینم

تنها باشم آقاجون روی تو رو نبینم

عیبی نداره آقا اگه نیای کنارم

باختم قمار عشق و دیگه چیزی ندارم

آقا خودت رو عشقه کر ب و بلا تو عشقه

قربون رنگ چشمات خال سیا تو عشقه

وصیتی نو شتم درد و دلایی داشتم

تموم که شد تو جیب پیرهن سیاه گذاشتم

سفارشا رو کردم تا که همه بدونن

پیش جنازه من روضه ها تو بخونن

گفتم رو پیکر من یه قطره آب نریزین

والله راضی نیستم توی کفن بپیچین

منی که عمری خوندم آقام کفن نداره

خیلی بده برا من کسی کفن بیاره

سه روزی پیکرم رو رها کنید تو آفتاب

روی لبم بذارید تربت پاک ارباب

سنگ مزار نمی خوام قبر گرون نمی خوام

واسه نشونی داشتن یه سایبون نمی خوام

فقط بالای قبرم یه شا خه یاس بکارید

پرچم یا رقیه بالا سرم بذارید

گاهی شبای جمعه بیا ین سر مزارم

روضه برام بخونین هیچی لازم ندارم

شا عر : وحید قاسمی

فاطمیه

نامه اي بنوشت بر باب يزيد

ثاني ملعون بي دين و پليد

گفت اي ابن ابو سفيان سلام

در چه حالي اي امير شهر شام

يک خبر دارم برايت اي امير

از علي مرتضي شاه غدير

فاتح خيبر شده خانه نشين

حال و روزش را بيا اينجا ببين

بعد فوت آخرين مرد خدا

حمله بردم سوي بيت مرتضي

همره من عده اي شيطان پرست

عده اي ديوانه هيزم بدست

تا که ديدم درب بيت فاطمه

در دلم افتاد ترس وواهمه

خانه اي زيبا محقر با صفا

خانه دخت عزيز مصطفي

خانه اش چون خانه رب ودود

بوي عطر ياس عقلم را ربود

عاقبت آغاز کردم فتنه را

مشت بر در ميزدم حيدر بيا

در ميان آنهمه بانگ وخروش

صوت زهرا همسرش آمد به گوش

گفت اي بي دين چه ميخواهي زما

هم کلامت نيست شاه هل اتي

فاطمه از شوهرش تقدير کرد

پيش يارانم مرا تحقير کرد

قلب من از کينه ها لبريز بود

ميخ درب خانه او تيز بود

با تمام قدرت از روي حسد

ميزدم بر درب بيت او لگد

ناله جانکاه بر گوشم رسيد

حيف شد!آن صحنه را حيدر نديد

فاطمه افتاد بر روي زمين

... سينه اش مجروح شد از ضرب کين

شاعر:وحيد قاسمي

رباعی

همچو شمعی سوختم از هجر تو

برلبم گل کرده مولا ذکر تو

در قنوت هر نمازم ای صنم

بوده ام تنها فقط در فکر تو

شاعر:وحید قاسمی

شعر سپید

هر روز می گردم

کوچه پس کوچه های ذهنم را

پس خدا چرا نمی آید ؟

از پیچ کوچه آن غریب آشنا...

نیمه شبها با خیالت درد و دلها می کنم

شکوه های بی شمار از دست دنیا می کنم

این زمانه سخت می گیرد به من یا بن الحسن

من به عشقت با همه غم ها مدارا می کنم

کلبه ویران و تاریک دلم بی ارزش است

با خجالت من کلیدش بر تو اهدا می کنم

عاشق خدمت به تو هستم عزیز فاطمه

خویش را بهر فرج مولا مهیا می کنم

گشتم آواره صحرای عشقت سال ها

همچو مجنون خویش را پا بست لیلا می کنم

من اسیر روی گندم گونه ات هستم بذار

تا تو هستی پشت بر صدها زلیخا می کنم

هردم از من جرم وعصیان وخطایی سر زند

بهر بخشش نزد تو یادی ز زهرا می کنم

خوب می دانم که بین نخل های علقمه

خیمه سبز تو را یک روز پیدا می کنم

من نمی دانم چرا آواره زینب شدی

عا قبت روزی خودم حل معما می کنم

من شنیدم عمه ات را کر بلا سیلی زدند

از همین رو چشمهایم را چو دریا می کنم

شاعر:وحید قاسمی

سیاسی

ای والیان که ساکن دارالخلا فه اید

مردم بردیده اند شما ها کلا فه اید!

رعیت مریض فقر شده مر گ حتمی است

جای دوا به فکر خرید ملا فه اید!

مردم گرسنه اند وشما حرص میزنید

سیرید و باز طالب نان اضافه اید

رو یای کودکانه ما خانه و شما

سرگرم برج سازی واحداث کا فه اید

نهج البلا غه هست و شما سالیان سال

ورد خواندن و ذکر و خرا فه اید

کاری کنید مردمتان رنج می برند

ای زاهدان که اهل کلاس و قیا فه اید

شا عر: وحید قاسمی

یا حسین

مقصد مرغ دل من طواف گنبد طلات

کعبه عشق ما شده شش گوشه کرب وبلات

آرزو دارم که شبی گوشه دنج حرمت

به سینه و سر بزنم با گریه بر درد وغمت

میدونی نذر دل چیه ای آ قای مهربونم

وقتی رسیدم تو حرم روضه*رقیه بخونم

شبای جمعه بوی سیب تو حرمش غوغامیشه

شمیم عطر گل یاس روضه خون زهرا میشه

مادر مهربون تو غریب نوا زی می کنه

پرچم سرخ حرمت با دلا بازی می کنه

رقص جنون عاشقات هروله بین الحرمین

ذکر لب هر عاشقی یا کاشف الکرب حسین

شاعر:وحید قاسمی

یازهرا(س)

نشاط زندگیم از عنایت زهراست

عنان زندگیم دست حضرت مولا ست

خدا کند بهشت هم کنار شان با شیم

کنار خانه یشان خانه داشتن زیباست

گذر نموده زکوی دلم خبر دارم

میان کوچه دل رد چادرش پیداست

چقدر مادر سادات دست و دل باز است

همیشه چادر او خیمه گاه روضه ماست

دل شکسته زهرا چه ساحلی دارد

چرا که جلوه آبی ترین در یا هاست

عجب سئوال شگرفی نوشته اشک علی

مزار خاکی زهرا کجای این دنیاست؟

تمام عا لمین نا توان ز حل سئوال

جواب کامل آن دست مهدی زهراست

شاعر:وحید قاسمی

+ نوشته شده در  ساعت 10:38  توسط عبدالزهرا  | 

السلام علیک یافاطمه الزهرا(س)....
قرار است اگه عمری و توفیقی بود به لطف خدا اشعاری که ازشاعراهل بیت اقای وحیدقاسمی است با کسب اجازه ازایشان دراختیار مداحان  برای استفاده در مجالسشا ن قراربدم
لازم به ذکراست دفتری ازاین شاعراهل بیت به چاپ نرسیده است


 

ما فاطمیان اهل خرابات بهشتیم.....
خاکیم ولی خاک نجف روضه سرشتیم






ما فاطمیان اهل خرابات بهشتیم.....


 

+ نوشته شده در  ساعت 10:17  توسط عبدالزهرا  |