تبليغاتX
فردای سبز

فردای سبز

روز طلوع سبز تو فردای دیگری ست....

برادلم خوندم...

برا دلم نوشتم...

برا دلم رفتم....و شاید بخاطر دلم نرسیدم!

و...

دلم با دلبرم دلبر شده...

این وبلاگ جدید هم که با دوستام راه اندازی کردم برا دل بوده ودل....

سبک وشعرهایی که برای مجالسم اماده میکنم در این وبلاگ "دم بازدم" میذارم...

وبلاگ دم بازدم سبک وشعر مداحی ... کلیک کنید...

+ نوشته شده در  ساعت 23:58  توسط عبدالزهرا  | 

 

سلام...

سلام چون اسم خداست سلامتی میاره...

کم کم دارم جُل و پلاسمو از توی این محیط مجازی جم میکنم....

ولی کسانی که سر به وبلاگ من میزدید یا الان این چند خط رو دارید میخونید...

۱-اگه دنبال مطلب هستید:

برای ماه محرم به اینجا مراجعه کنید...(کلیک کنید) هم شعر و هم پاسخ به شبهات در زمینه

عزاداری و... داره...

نوشته ها و عقاید بنده...

وکسی گفت... را پیشنهاد میکنم...در حالیکه  اکثر این نوشته ها و حتی پیوندهای این وبلاگ بیانگر

 عقاید بنده میباشد...بگذریم از اینکه عقاید بنده اسن مهم نیست...لکم دینکم ولی الدین... 

وتا دلتون بخواد توی این محیط مجازی میتونید در دیگر ســـایتــها مطلب پیدا کنید...

۲-اگه دنبال شعرآیینی هستید:

در این وبلاگ اینجا را که از اشعار وحید قاسمی درین وبلاگ میباشد را پیشنهاد میکنم...

در پیوندهای این وبلاگ نیز اساتید شعر این حوزه را گذاشتم ...(سواد آینه, روضـــه)

که دراینجا دیگر بزرگواران من جمله :مولاتــی رقــیـــه(وحید قاســـمی عزیز),پرسه درخیال

(سید حمید برقعی), ابر وباده (استاد محمد سهرابی), گسـ ــــ ل (کاظم بهمنی) , کاروان دل

 (یوسف ابراهیمی) , چهــــره ی بـــاران (محمد بختیاری مهربان)....را اضافه میکنم.

3-و درپایان عرایضم...:

 این وبلاگ متعلق به هیئت کوچک ومحلی مان,بنام طفلان مسلم(ع) بوده وهست و هرچه فعالیت

 انجام شده  وخواهد شد توسط یکی از خادمان این هیئت بوده که نام خودش را عبد الزهرا نهاده است

 و آرزو دارد که این نام به قد و قواره اش بیاد...دعایش کنید...سخت دلگیر است...

سعی میکنم بیشترازاینا بروز رسانی کنم ولی با وجود مطالبی که بالا نوشتم دیگر لزومی  نمی بینم

 بنویسم مگر اینکه برای دل خودم...

التماس دعا , شبهای قدرِ ملکوتی و سرشار از معنویت داشته باشید....

+ نوشته شده در  ساعت 15:33  توسط عبدالزهرا  | 

سلام

میدونم خیلی گذشته ...ولی اینکه بگم گرفتار بودم عذر موجه من میشه!

دلم از دست یه نفر گرفته که خیلی از دستش کلافه هستم...

کسی که فکر میکنه همه نوکرش هستن وباید حلقه به گوش آقا باشن...

کسی که دوست داره همه اونو درک کنن ولی برا یبارم نخواسته کسی رو درک کنه...

کسی که فکر میکنه همه مشکلات دنیا مال اونه و فقط او گرفتاره...

کسی که که فکر میکنه داغ و مریضی و... مال همسایه است واسن امکان نداره برای اونم اتفاق بیفته...

کسی که فکر میکنه بی نظیره تا جایی که حتی فکر میکنه سایه نداره...

کسی که فکر میکنه خیلی سرش میشه وهمیشه از همه انتقاد میکنه ولی خوشبختانه کسی بهش اعتنا نمی کنه...

کسی که برچسب اخلاص رو روی خودش زده ولی اگه ازش تعریف کنن خوشحال واگر انتقاد کنن ناراحت میشه..

کسی که خودشو از همه بهتر میدونه درجایی که به همه میگه" ان اکرمکم عندالله اتقاکم*"...ولی کدوم تقوا؟

کسی که دوست داره همه اونو تحویل بگیرن ولی خودش کسی رو تحویل نمی گیره امان از اون لحظه ایی که

غروش بزنه بالا...

کسی که همیشه تو فکره...ولی نمیدونه به چی داره فکر میکنه...

کسی که وقتی حالش گرفته است ضد حال همه عالم و آدمه...

کسی که ...

 

دیگه بسه , آبروم رفت!

 

آخه دلم از دست خودم گرفته است!!!!...

 

دلم میخواد بازم کمیل بخونم ,اونم تنهایی "...یامن علیه معولی ,یا من الیه شکوت احوالی...**"

 

خدایا من از خودم شکایت دارم!!

 

حالا که به اینجا رسید یه چیزم آخرش بگم؟!!

 

کسی که هنوز با غمای نگفته اش داره میسوزه ومیسازه...

 

 ما سوختیم و دود به چشم کسی نرفت

یک آفرین نگفت دل خوش عیار را...***

 

      

 

 

وهمین...ممنونم که پای درد دلم نشستین...

 

 

پی نوشت:

*قرآن کریم( گرامی ترین شما نزد خداوند با تقوا ترین شماست.)

**دعای کمیل( ای کسی که من به او(در مشکلات) تکیه می کنم است ,ای کسی که بسوی او ازاحوالم شکایت میکنم.)

***شعر از استاد شیخ رضا جعفری

+ نوشته شده در  ساعت 0:2  توسط عبدالزهرا  | 

گاهي وقتا حرفي براي گفتن نيست ولي براي دردودل کردن چرا...

اگه به کسي گفتي چه خبر جوابتو نداد ....دلش خيلي پره....!!!!

ايکاش فرصتشو داشتم تا به اين موضوع مي پرداختم که "بچه هيئتي يا آدم فضايي..."؟!!!باشه يه روز ديگه ...ان شا ءالله...راستي يه روايت چند شب پیش براي بچه ها توي هيئت خوندم ,شب قدر بود ...چه مبارک سحري:::::::معصوم فرمود:وقتي از دنيا بري مردم ميگن چي جا گذاشته وفرشته ها ميگن چي از پيش فرستاده؟:::::

  

توي اين دنيايي که همه دارن زور ميزنن تا صاحب خونه بشن و يه روزي پا به خونه جديدي بذارن اونم با چه امکاناتي  که بماند...ولي هيچ فکر ميکنن که يه روز چه بخوايم وچه نخوايم صاحبخونه ميشيم اونم "بيت الجديد"*...برا اونجا چکار کرديم آيا دلمون نمي خواد فرش و چراغ و ...براش تهيه کنيم؟!!!

بدون شعرم که نميشه:

کسي  مسير خدا را به من نشان بدهد

دل سياه مرا دست آسمان بدهد

درون پيله سر در گمي اسيرم آه

کسي براي پريدن به من توان بدهد

به دشت خيره شدم تا مگر که قاصدکي

نشانه اي به من از يار مهربان بدهد.....**


*دعاي ابو حمزه ثمالي....

**برگرفته از غزلِ "بغض گلو گير"سيد محمد بابا ميري

+ نوشته شده در  ساعت 14:8  توسط عبدالزهرا  | 

یه غزل کوتاه ولی برای فاطمیه اول:

        TinyPic image

جای گندم

مادر!نمی شود که برایم دعا کنی

درد مرا به دست طبیبت دوا کنی

یا اینکه یک سحر به قنوت نماز وتر

یادی از این اسیر قدیم شما کنی

این دستهای خسته و خالی دخیل توست

یعنی نمی شود که به من هم عطا کنی؟

روزی به جای دانه گندم دل مرا

در سنگ آسیای غمت جابجا کنی

عمری اسیر کوچه تنگی شدیم تا

ما را به روی چادر خاکیت جا کنی

شاعر:علیر ضا لک

مراسم هیئت طفلان مسلم رفسنجان فاطمیه اول:

زمان:ازتاریخ سه شنبه ۸خرداد تا پنجشنبه ۱۰خرداد به مدت سه شب

مکان:رفسنجان -خ امیر کبیر غربی کوچه ۴۹(جنب درمانگاه میرزایی)بن بست اول

+ نوشته شده در  ساعت 13:36  توسط عبدالزهرا  |